به مجنون گفت روزی ساربانی چرا بیهوده در صحرا دوانی اگربا لیلی ات بودی سروکار من اورا دیدمش بادیگری یار سرزلفش به دست دیگران است تورا بیهوده در صحرا دوان است ازحرف ساربان مجنون فغان کرد جوابش این رباعی رابیان کرد درعقد بی ثمر هر کس نشاید دوای درد مجنون… بیشتر »
آرشیو برای: "آذر 1397, 24"
مجبور شدم به هر کسی رو بزنم در محضر هر غریبه زانو بزنم تحقیر شدم ، چون که فراموشم شد یک سر به ضامن آهو بزنم بیشتر »
خدایا من گناه دارم اگر تو مرا بیامرزی تو آقا هستی و اگر من را عذاب بکنی من اهل عذاب هستم. او حق را به خدا نسبت داد و بدی را به خودش نسبت داد. به تعبیری این همان ذکر یونسیه است: لااله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین. یک وقت همه ی امکانات فراهم است و ما… بیشتر »
خوشا دردی!که درمانش تو باشی خوشا راهی! که پایانش تو باشی خوشا چشمی!که رخسار تو بیند خوشا ملکی! که سلطانش تو باشی خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی خوشا جانی! که جانانش تو باشی خوشی و خرمی و کامرانی کسی دارد که خواهانش تو باشی چه خوش باشد دل امیدواری که… بیشتر »

آخرین نظرات